انتظار کشیدن سخت است
انتشار: 08 دی ماه 1394 ساعت 15:10 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «سلوک» نوشت:

به نام خدا”

فروردین ماه سال 92 تو ایام فاطمیه شهید گمنامی مهمان دانشگاه گلستان شد… یادم میاد اون روزها هوا خیلی سرد بود… شب مراسم وداع با شهید خیلی باشکوه برگزار شد…

photo_2015-12-28_21-30-51

ما و چندتا از دانشجوها اون شب تا صبح دانشگاه موندیم… چه درد دل ها… مناجات نیمه شب…. نماز… اشک… اشک… اشک……..

هرهفته پنجشنبه ها با بچه های دانشگاه وعده داشتیم گلزار شهید… زیارت عاشورا و دعا و توسل هایی  که به این شهید بزرگوار داشتیم…

چه روزهایی که دلم می گرفت… تو گرمای تابستون میرفتیم گلزار شهید وآروم می شدیم… چقد بچه ها حاجت گرفتن… سر یه قضیه هم به شهید متوسل شدم…. خداروشکر به برکت شهید مشکلمون برطرف شد…

خیلی وقت ها می گفتم کدوم مادری الان چشم به راهت مونده… حتما تو توی شهر خودت مادری داشتی… خواهری داشتی………..

پنجشنبه که آخرین روز حوزه دانشگاه بود، حال و هوای دانشگاه طور دیگری بود…. کلی بنر زده بودن… نمی دونم چرا اون روز دیر رسیدم دانشگاه… بخاطر امتحانم صبح نرفتم گلزار شهید…. یکی از بچه ها گفت شهید دانشگاه شناسایی شده… دوشنبه هم مراسم تو دانشگاه برگزار میشه…

چقدر خانواده شهید چشم به راه موندن… پدر و مادر شهید که دیگه تو این دنیا نیستند که خبر پیداشدن فرزندشون رو بشنون…..

شهید خوشنام دانشگاه گلستان، کسی نبود جز شهید حسین خان احمدی… که 4تا فرزند پسر داره…….

امروز مراسم استقبال از خانواده شهید برگزار شد… نمی دونم اون لحظه چه حسی داشتند پسران و همسر شهید خان احمدی…فقط دیدم که آرام و قرار نداشتند… حتما لحظه شیرینی بود این وصال… بعد از 27 سال جدایی………….

سرمشق امشب: شهدا زنده اند……

یاعلی. التماس دعا

ayeneyenoor.blog.ir

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن