احتکار…
انتشار: 27 آذر ماه 1394 ساعت 11:09 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «ستارگان» نوشت:

08865

یک حلب 17 کیلویی روغن خریده بودیم

به مجید گفتم روغن رو از بازار بیاره خونه

گغت: شما این همه روغن خریدید ، اونوقت از من می خواهید اون رو بر دوشم بذارم و بیارم؟

من از این کار عار دارم ، چرا می خواهید احتکار کنید؟

می نمی دونستم احتکار یعنی چی!!!

گفتم: مادر! برا مصرف روزمره ی ماست

گفت: خب! دو کیلو … سه کیلو … ، نه 17 کیلو …

امام خمینی (ره) فقط برا مصرف روزانه اش مواد خوراکی داره ، شما چرا؟!!!!

خاطره ای از زندگی سرلشکر شهید مجبد بقایی

منبع: کتاب تا چشمه ی بقا ، صفحه 29 / اینجا سیم دلت به آسمان وصل می شود

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن