آیا «جهانی سازی» آغاز شده است؟
انتشار: 05 ارد ماه 1394 ساعت 19:02 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اشراق» نوشت:

در میان سیاست مداران کشورهای شرقی و توسعه نیافته،سوءتفاهمی درباره ی جهانی سازی و جهانی شدن مطرح در غرب وجود دارد.اوّل آنکه گمان می برند،جماعتی در غرب و در کسوت مردان سیاسی و در نشستی مخفیانه سعی در جهانی سازی دارند،لاجرم باید برای مقابله با آنها اندیشه کرد.جهانی سازی پیش از آنکه مبحثی سیاسی باشد،در گستره ی فرهنگ قابل شناسایی است.فرهنگ را هم با نشست،جلسه و تصمیم سیاسی نه می شود قبض و بسط داد و نه بومی و منطقه ای و جهانی ساخت.

اقوامی که در تفکّر و اندیشه ی کلّی،دوران و مراحل ابتدایی را طی می کنند و بی آنکه درباره ی لوازم ضروری برای برای تجربه ی توسعه و مدرنیته بیندیشند،با خرید و فروش کالاها و محصولات صنعتی در بازار کشورهای غربی،گمان دست یابی به مدرنیته را در سر می پرورند،مجالی برای گفت و گو از جهانی سازی یا مقابله با آن را ندارند.

تاریخ تفکر غربی که تجربه مدرنیته را در حوزه ی فرهنگ و تمدّن به ارمغان آورد،پیش از آنکه کسی عزمی برای جهانی سازی اش جزم کند،جهانی شد.این واقعه،یعنی جهانی شدن فرهنگ،پیش از آنکه مدرنیته در صنعت و تکنولوژی قرن بیستم «ایالات متّحده ی آمریکا» و «اروپای غربی» تجلّی پیدا کند،در قرن نوزدهم میلادی به تمامی اتّفاق افتاده بود.در ظهور و بروز فرهنگ مدرنیته بود که تمامی حوزه ها و مصادیق فرهنگ سنّتی ملل و اقوام غیر غربی در سایه و حاشیه قرار گرفت.

جهانی شدن مستلزم جهانی شدن فرهنگی است؛هم افقی و هم عهدی عمومی و جمعی،در دریافت کلّی و نگاه به هستی.

اشتیاق و شیفتگی درباره ی مدرنیته و دستاوردهای تکنولوژیک آن در سراسر جهان و میان صاحبان عموم فرهنگ ها و تمدّن های غیر غربی به نحوی است که جملگی خود را محتاج و شریک در آن و محق به داشتن آن می دانند؛بلکه برای جبران غرور مجروح خویش،با ذکر سوابق فرهنگی و نام آوران عرصه ی علم و خرد خود،نیز آنها را زمینه ساز و مؤثّر در چنین رخدادی می شناسند؛چنان که در میان شرق اسلامی با ذکر سابقه و نام بوعلی،زکریّا،ابن هیثم و خیّام…آنها را پیشتاز و طلایه داران مدرنیته معرفی می کنند و غربیان را راهزنانی که همه ی داشته هایشان را ربوده و به نام خود رقم زده اند.از این رو،خود را شریک در فرهنگ مدرن و تمدّن تکنولوژی می شناسند.

تردیدی نیست که در سابقه ی شرق،مردان نام آور علم و حکمت،شهره ی آفاق بودند و مبدع و موجد بسیاری از آثار و اقوال منحصر به فرد،امّا آنچه مورد غفلت واقع می شود،آن است که تا پیش از تاریخ جدید و در میان فرهنگ های سنّتی و شرقی،رویکرد مبتنی بر مدرنیته در عالم،سابقه نداشته است.

تصرّف تامّ و اتمّ و بی قید و شرط در عالم،از احساس تملک تام و ولایت تمام برمی خیزد؛از حسّ صاحب اختیار تام بودن؛
از احساسِ تسلیم ضروری و ضرورت تسلیم همه ی موجودات در برابر من و برای من؛
از احساسِ اشراف تام و ضرورت اشراف تمام بر کلیّه ی موجودات ارضی و سماوی توسط من و برای من؛
از احساسِ حقارت و ضرورت تحقیر عموم خلایق در همه ی مراتب در برابر منِ برتر؛
از احساسِ رها و یِله بودن همه ی آفریده ها در گستر ی زمین و آسمان و فقدان شأنی به جز شأن شیء بودن در تمامی خلایق.

این همه را در میان هیچ کدام از فرهنگ های غیر غربی و عالمان غیرغربی نمی یابید.در واقع،این همه مشحون از خودکامگی،انانیّت و خود بنیادی است.این همه موجد تفکّری است که انسان را دایر مدار هستی،حقّ مسلّم،منِ اندیشنده،صاحب ولایت،مشرف بر عوالم معرفی می کند.موجد اومانیسموحشتناکی که در سابقه ی فکری و نظری هیچ قومی و هیچ عصری نیست.

همین نگاه و دریافت،قدرت،اظهار قدرت،بسط قدرت و حفظ قدرت را در شأن انسان و ضروری بودن در عرصه ی هستی معرفی می کند.تصرّف،تملّک و تحقیر،لازمه ی قدرت و شرط ضروری آن است و توجیه کننده ی همه ی روش ها،کنش ها و واکنش های آدمی در زیست فردی و جمعی و در میان همه ی معاملات و مناسبات.

از همین جا،علم جدید لازمه ی این تمدّن و فرزند تفکّر و فرهنگ مدرن است.علمی که نگاه تکنیکی محض به عالم و آدم است.تصرّف تام،لازمه ی نگاه تکنیکی به همه ی موجودات و موجد تکنولوژی است.تکنولوژی،هم امکان تصرّف بیشتر و سریع تر و سهل تر را فراهم می آورد،هم داد و ستدی پی در پی که هر لحظه بر دامنه و ژرفای قدرت آدمی و ولایت او می افزاید.

در میان هیچ یک از دانشمندان علوم ریاضی،نجوم و شیمی مشرق زمین،این نحوه نگاه به هستی،جاری نبوده و نیست.از این رو،علم مقدّس موجد قدرت تصرّف و آقایی و بالأخره تمدبن تکنیکی و مدرن نیست؛به عکس،آن علم با شکستن دیوارهای جهالت،انسان را به عبودیّت،حیات طیّبه و بالأخره مدینه ی عالمه و فاضله رهنمون می شود.

مبدأ و مقصد متفاوت،لاجرم و مشی و عمل متفاوت در سیر و سفر و حرکت در گستره ی زمین می انجامد.اشتراک لفظی،هماره رهزنی عقل می کند.علم و تعریف علم،نزد ناشران و مبشّران علم قدسی و مقدّس با همه ی آنچه که در گستره ی علوم جدید و Science ارائه می شود،متفاوت است.

تلاش برای ارائه ی توجیهی به ظاهر علمی (در واقع تفسیری کاملاً مادّی) درباره ی همه ی اجزای هستی،روابط پدیده ها و اعمال،حاصل همان نگاه تکنیکی و مدرنیته ی حاکم بر فرهنگ عصر ماست؛زیرا در اینجا،اجزای منتشر در بافتی هماهنگ و هم افق در حال سیر به سوی کلّ مطلق نیستند.روح حاکم،روح مادّی است؛عاری از هرگونه شأن قدسی و آسمانی.این نحوه ی دیدن،جهان شناسی مدرن را به همه ی ساکنان شرق و غرب ارزانی کرده است.همه در سلسله مراتبی پیوسته،رو به سوی کانون قدرت غربی در حرکتند.حتّی اگر روزی یک صد بار زبان به ذمّ غرب و نفی آن بگشایند.

فرایند جهانی شدن اتّفاق افتاده است
غــرب،آخرین منزل خود را در تمدّن تکنولوژیک آمریکایی به تجربه نشسته و بشر غربی،در طیّ مدارج قدرت،به اعلام حکومت جهانی و اعمال فشار سیاسی،اقتصادی و نظامی رسیده است.آنها در منزل آخرینند و سایرین در منازل اسفل،میل به تجربه ی این مدارج را در جان می پرورند.

همه طالب و جویای قدرتند،همه از مسیر جهان بینی و جهان شناسی مدرن عبور می کنند،همه این تمدّن و تجربه ی تمام عیار مدرنیته را لازمه ی بودن خود می شناسند؛چنان که شایسته ی مسافران این جاده است،همه چنگ و دندان نشان می دهند.

جملگی غرق فرهنگ جهانی اند.همه،مراتبی از مدینه ی غربی را به تجربه نشسته اند و برای خلاصی از ته نشین فرهنگ های قومی و مذهبی،صورت هایی بی روح و جان از اشیا و آداب سنّتی را پاس می دارند،در موزه ها از آن حراست می کنند،در جشن ها و سوگ ها آن همه را به نمایش می گذارند،از آن همه برای کسب سیّاح و توریست بهره می برند و همگی به زندگی،خورد و خوراک و سیر و سفر در فرهنگ و تمدّن مدرن،دل خوشند و آن را بر می کشند تا از قافله ی تمدّن عقب نمانده باشند.

آثار و نشانه های حکومت جهانیمجال دولت باطل تا قیام قیامت نیست.خداوند به عموم اقوام مهلتی داده است تا خود را بنمایانند و به عجز و ناتوانی خودشان در اداره ی جهان و اقامه ی عدالت پی ببرند؛چنان که حضرت امام باقر(ع) فرمودند:
«دولتنا آخر الدّول؛دولت آل محمّد(ص) آخرین دولت است».و تنها این دولت حق است که مجال حیات تا قیامت را پیدا می کند.عمر بقیه،دولت مستعجل است.در چشم بر هم زدنی سپری می شود و تنها از آنها خاطره ای دور می ماند و آثاری که ناگزیرند تاوانش را پس دهند.نگاه انتزاعی به اخبار آخرالزّمان که از قول حضرات معصومان(ع) بیان شده،ما را از کشف موقعیّت خودمان محروم می کند.یکی از کارکردهای این اخبار برای ما،کشف  موقعیّت خودمان و شرایط تاریخی خاصّی است که در آن به سر می بریم.با این اخبار هم به میزان دوری و نزدیکی خودمان از حقیقت دین و دین داری پی می بریم و هم به دوری و نزدیکی از وقت ظهور دولت امام مبین.

به هر صورت از این اخبار نمی توان غفلت جست.در روایات بسیاری از تأسیس حکومت جهانی وسلطه ی یهود بر کلّ زمین سخن به میان آمده است.این سلطه از زمان وقوع تا فروپاشی چندان طول نمی کشد.

درست در زمانی که همه ی خلق زمین،یهود و سلطه ی یهود را در «فلسطین اشغالی» جست و جو می کنند و دولت های مسیحی اروپایی را غیر بنی اسرائیلی و غیر یهودی به شمار می آورند،دولت جهانی با محوریّت یهود محقّق شده است.

از تأسیس سازمان های جهانی بعد از جنگ دوم جهانی،پایه های این دولت جهانی ریخته شد.همه گیر شدن فرهنگ غربی و جهانی شدن تمدّن مدرن با زیر ساخت فکری ماتریالیستی وسکولاریستی که در نهایت به اصالت لذّت و اخلاق هدوئیسم و غلبه ی شهوت انجامید،چیزی جز بر پا شدن تمدّن جهانی اشرار یهود نبود؛همان که جهان را عاری از اخلاق و بی خدایی جست و جو می کرد.

انهدام همه ی فرهنگ ها و تمدّن ها و بسط فرهنگ جهانی و تمدّن واحد در قرن بیستم میلادی به نهایت خودش رسید.امروزه در جهان،جز این،فرهنگ و تمدّنی وجود ندارد.در سراسر عالم،سرخ،سیاه،سفید و زرد در صورت و سیرت،آلوده ی همین فرهنگ و تمدّن ملحدانه ی جهانی اند.ته مانده های برخی آداب ملّی و منطقه ای در حاشیه ی این فرهنگِ جهانی به سر می برد و دخالتی در تحوّلات فراگیر اجتماعی،اقتصادی و سیاسی جهان کنونی ندارد.

مختصری صورت سازی باقی مانده که در سکوت و خلوت در حال انجام است.اگر سر برگردانیم و کمی دقیق تر به اخبار و حوادث بنگریم،محقّق شدن آن را هم ملاحظه خواهیم کرد.در پشت صورت ظاهری دولت های آمریکایی،اروپایی و حتّی آسیایی،نظام پنهان سیاسی و اقتصادی جهانی که حاکمان  اصلی اند،قابل شناسایی است.

فراماسونرها،باشگاه رم،بیلدربرگ و مؤسسه ی سلطنتی امور بین المللی،با عقاید و اهداف مشترک و قدرت سیاسی و اقتصادی در سطح جهانی که با اشاره ای،رؤسای «کاخ سفید» و «الیزه» را جابه جا می کنند و با نیم نگاهی دلار را به خاک سیاه می نشانند،حاکمان و گرداننده ی حکومت سیاه جهانی اند.

نمادهای حکومت جهانی
شما،نماد این حکومت شیطانی،یعنی ستون با نوک هرمی را که به ابلیسک1 معروف است،در همه جا می توانید ببینید.در «واتیکان»،«واشنگتن»،«نیویورک»،«پاریس»،«برزیل»،«لندن» و سایر نقاط جهان به میز بزرگ مجمع جهانی سازمان ملل که به شکل جی(G)  ساخته شده،توجّه کنید تا حاکمان اصلی مسلّط بر این مجامع را بشناسید.شکل G یکی از نمادهای شناخته شده ی سازمان فراماسونریجهان است.

تا پیش از این،حرکت مذبوحانه برای تأسیس حکومت جهانی در خفا صورت می گرفت؛اما اکنون گویا آنان شرایط را برای علنی و یکسره کردن کارها مهیّا نموده اند.طیّ سال های اخیر،این مجامع مخفی اقدامات آخرین را آشکارا انجام می دهند که از آن جمله یکسره کردن کار «بیت المقدس»،«تخریب مسجدالاقصی»،و ساختن «معبد سلیمان» در «اورشلیم» است.

از آنجا که اینان می دانند تنها جریان مقابله کننده با این حکومت شیطانی جهانی،پیروان آخرین دین حقیقی،زیر پرچم منجی موعود حضرت صاحب الامر(عج) است،با تمام قوا علیه اسلام و مهدویّت به میدان آمده اند تا همه ی زمینه های رشد و قوام گرفتن آن را از بین ببرند.

پول واحد
از جمله اقدامات این جریان پنهان،اما حاکم،نظم نوین جهانی و اخیراً به جریان انداختن پول واحد جهانی است.

نباید تصوّر کنید که «ایالات متّحده آمریکا» یا برخی کشورهای «اتحادیه ی اروپا» قطب محوری این حکومت جهانی و میدان دار نظم نوین جهانی اند،قدرت و ثروت آمریکا و سایر دول،در اختیار جریان اصلی پنهان است و به هر صورت که بخواهد با آمریکا نیز بازی می کند.
حال به این یکی دو نکته توجّه کنید:
در سال های اخیر بحران اقتصادی بر آمریکا سایه افکنده و تا به امروز هیچ کس قادر به کنترل این بحراندست ساز نشده است.این بحران،امپراطوری آمریکا را در هم خواهد شکست.رئیس «بانک مرکزی» وقت «چین»،خیاچوان با تذکّر درباره ی بحران اقتصادی یاد شده،پیشنهاد به کارگیری ارز جدید به جای دلار در مبادلات مالی و اقتصادی جهان را ارائه کرده است.

او تنظیم سیاست درباره ی این ارز جدید را در صلاحیّت «صندوق بین المللی پول» دانست.فراموش نکنید که این سازمان های جهانی،جملگی ابزار همان سلطه و حکومت جهانی سازمان های مخفی ماسونی و اشرار یهودند که به نیابت صاحبان شرکت های چند ملیّتی،درباره ی همه ی امور اقتصادی و سیاسی جهان تصمیم می گیرند.

روزنامه ی «فاینشنال تایمز» از آقای جرج سوروس،میلیونر جهان وطن،مصاحبه ای را در این مورد منتشر ساخت که کسی درباره اش سخنی نگفت،اگر چه مطلب بسیار مهمّ و تعیین کننده بود.سوروس از ماجرای سقوط دلار،فروپاشی جایگاه «آمریکا» و جایگزینی ارز جدید جهانی به جای دلار سخن گفت.

سوروس گفت:

روندی در راستای تغییر ذخایر ارزی از دلار به ارزهای دیگر در جریان بوده است.این سقوط،منظّم،مطلوب و مورد نظر است و سیستم مالی جهانی،نیازمند یک ارز واحد جهانی است.

وی همچنین گفت:

جهان باید از مرحله ی سازگاری دردناک ناشی از فروپاشی دلار و معرفی پول رایج جهانی عبور کند.

او حتّی تلویحاً تهدید کرد:

در صورتی که ایالات متّخده در پروژه ی ایجاد پول رایج جهانی مشارکت نکند،دلار  برای همیشه از میان خواهد رفت.

آنها SDR را جایگزین دلار می سازند.
SDR یک واحد پول بین المللی است که از دهه ی 60 به وسیله ی «صندوق بین المللی پول» به عنوان واحد سنجش و محاسبه شناخته می شده است.جالب اینجاست که آقای جورج سوروس،پیش بینی کرده که در آینده،«چین» به جای آمریکا به موتور اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد و به عنوان رهبرنظم نوین جهانی عمل خواهد کرد.

به هر روی،پس از تأسیس پلیس جهانی و سایر سازمان های جهانی،پول جهانی،زمینه ی تحقّق تمام عیار حکومت جهانی را فراهم می آورد.آنها زمینه را برای علنی کردن آنچه تا الان مخفی بود،مناسب می شناسند.ضمن آنکه تنها دشمن خود را هم خوب می شناسند و خود را برای مقابله با او و پیروانش مهیّا ساخته اند.

درباره ی  تخریب «مسجدالاقصی» و برپایی «معبد سلیمان» به جای آن در «بیت المقدّس» اشاره می کنم که آنان،به دلیل داشتن عقاید شیطانی و ماسونی،تلاش دارند با تخریب نماد یکتاپرستی،معبد سلیمان را به عنوان نماد جهانی الحاد و کفر برپا کنند.آنها،سلیمان را نه به عنوان یک پیامبر،بلکه به عنوان یک جادوگر و یک ماسون اعظم می شناسند که در معبد بت ها را جمع آوری کرده بود.از همین رو،معبد را پایگاه قدرت شیطانی و جهانی در آینده انتخاب کرده اند.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

یک نظر به "آیا «جهانی سازی» آغاز شده است؟"

  1. امید می‌گه:

    سلام علیکم
    خدا قوت و ممنون از حسن توجه تون.
    یا علی

نظر دادن