آمر ب معروف باید عامل ب معروف باشد…!
انتشار: 30 شهر ماه 1394 ساعت 12:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «سردار 403» نوشت:

Capture

یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که می آی می ایستی وسط بچه ها نماز؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مُهر تو بگردم.» تسبیح را برداشت و همان طور که می چرخاندش، گفت: «این کار فلسفه داره. من جلوی این ها نماز می ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن. مُهر رو دست بگیرن و لمس کنن. من اگه برم اتاق دیگه و این ها نماز خوندن من رو نبینن، چطور بعدا” بهشان بگم بیایین نماز بخونین؟!»

  قرآن هم که می خواست بخواند، همین طور بود. ماه رمضان ها بعد از سحر کنار بچه ها می نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می خواند. همه دورش جمع می شدیم. من هم قرآن دستم می گرفتم و خط به خط با او می خواندم. اصلا” اهل نصیحت کردن نبود. می گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم، باید با عمل خودمان نشانش بدهیم.

شهید ستاری به روایت همسر

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن