آشنایی با سردار شهید سعید سلیمانی
انتشار: 05 ارد ماه 1394 ساعت 22:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت «صالحون» نوشت:

سعید در خانه خیلی مهربان بود. با بچه‌ها شوخی می‌کرد، با آنها کشتی می‌گرفت. هر سه نفر ما وقتی در خانه نبود، دلتنگش می‌شدیم و منتظرش بودیم که زودتر برگردد و ما به استقبالش برویم. اگر بچه‌ها کاری می‌کردند که ناراحت می‌شد، هیچ وقت از خشونت استفاده نمی‌کرد بیشتر اوقات فراغتش را کیهان انگلیسی می‌خواند و یا کشاورزی می‌کرد. همیشه می‌گفت: وقتی بازنشست بشم، تهران نمی‌مونم می‌رم شهرستان و یه زمین می‌خرم و کشاورزی می‌کنم هم نونش حلاله هم روحیه‌ی آدم را سرزنده می‌کنه.» اما نماند تا کشاورز شود. زود پرکشید. بعد از شهادتش، حسین پسرم گفت: «مامان! بابا خیلی زحمت کشیده بود، حقش بود که با شهادت بره. بابا مزدش را گرفت. اینقدر گریه نکن…»

زندگینامه سردار شهید سعید سلیمانی

soleimani-gallery-9

سعید سلیمانی در روز اول فروردین سال ۱۳۳۸ در یکی از محلات جنوب تهران قدم به عرصه هستی نهاد. او که دارای هوش وافری بود، تحصیل را از مدارس نمونه نازی‌آباد آغاز کرد؛ کلاس ۴ را جهشی خواند و وارد کلاس پنجم شد. در سال‌های پایانی دبیرستان به فراگیری زبان انگلیسی پرداخت و همزمان مدرک دیپلم ریاضی و انگلیسی را دریافت کرد. سپس تصمیم گرفت با مدرک دیپلم تجربی وارد دانشگاه شود و توانست در کمتر از یکسال با معدل ۱۹ مدرک خود را بگیرد.
سعید سال ۱۳۵۶ در رشته زمین‌شناسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در جرگه یاوران امام (ره) فریاد مرگ بر شاه سر داد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تغییر رشته داد و در رشته کشاورزی به تحصیل مشغول شد. آنگاه ورزش کونگ‌فو را آموخت. سال ۱۳۵۸ با گروهک‌های ضدانقلاب به شدت مبارزه کرد.

soleimani-gallery-3

سلیمانی با شروع انقلاب فرهنگی به عضویت سپاه‌پاسداران کرج درآمد و آموزش‌های نظامی را در پادگان امام حسین (ع) فراگرفت و دوره تاکتیک و آموزش‌های نظامی پادگان امام حسین (ع) را با موفقیت پشت‌سر گذاشت تا جایی که به او پیشنهاد مربی‌گری در پادگان دادند اما سعید نپذیرفت و به سپاه کرج بازگشت و به عنوان جانشین سردار شهید شرع‌پسند مشغول به کار شد.
با شروع جنگ در مهرماه سال ۱۳۵۹ به جبهه آبادان رفت و ۳ ماه مردانه جنگید تا اینکه شنوایی کامل گوش راست را از دست داد و از ناحیه گوش سمت چپ فقط ۳۰% شنوایی باقی ماند.

soleimani-gallery-6

شکستگی فک و ناشنوایی باعث شد پزشکان او را از رفتن به جبهه برحذر دارند. ولی سلیمانی مجدداً در سال ۱۳۶۰ فرماندهی گروهی از نیروهای بسیج و سپاه کرج را برعهده گرفت و به مریوان اعزام گردید و در یک عملیات نفوذی مجروح شد. اما بعد از مداوای اولیه به جنوب رفت و در عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس شرکت کرد و به هنگام شلیک موشک تاو به سمت تانک‌های عراقی برای بار سوم مجروح شد. در عملیات والفجر ۱ برای چهارمین بار از ناحیه سر و گردن مجروح شد. او در اکثر عملیات‌های لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) فرماندهی طرح و عملیات را برعهده گرفت. سپس در عملیات خیبر در طلائیه برای پنجمین بار مجروح گشت. بعد از شرکت در عملیات بدر در عملیات والفجر ۸ در جاده ام‌القصر برای ششمین مرتبه مجروح و این بار به بستر بیماری افتاد.

soleimani-gallery-10-300x291

در شهریورماه سال ۱۳۶۵ حاج سعید ازدواج کرد. سپس برای شرکت در عملیات کربلای ۴ و ۵ به جبهه بازگشت. بعد از پایان عملیات کربلای ۵ به دستور فرماندهی سپاه جهت فراگیری آموزش دافوس ارتش به تهران عزیمت کرد و این دوره را با نمرات عالی به پایان رساند. بعد از این دوره‌ حاجی هیچ گاه جبهه را ترک نکرد. پس از اتمام جنگ به عنوان فرمانده تیپ یکم لشکر حضرت رسول (ص) و قائم مقام آن مشغول به کار شد.

soleimani-gallery-13
سلیمانی با وجود ۳۵% جانبازی و مسؤولیت‌های سنگینی که برعهده داشت، آموزش ورزش جودو را آغاز نمود و بعد از کسب کمربند مشکی (دان دو)، لیگ جودوی سپاه را بنیان نهاد و در همان سال‌های اولیه، این تیم را به قهرمانی در لیگ کشوری رساند.
پس از تشکیل قرارگاه ثارالله تهران به عنوان مسئول عملیات قرارگاه معرفی شد و در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۸۳ به سمت معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه پاسداران منصوب گردید. سرانجام سردار سرتیپ پاسدار شهید سعید سلیمانی در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۸۴ در سن ۴۶ سالگی براثر سانحه سقوط هواپیما در ارومیه جان به جان آفرین تسلیم کرد و شهید راه حق شد.

روحش شاد و یادش گرامی …

دل نوشت :

چ مثل چمران … ۳۲ حرف الفبا راگذاشته ام کنار

تا یکی یکی به اسم شهیدان یاد بچه هایم بدهم س مثلا مثل سلیمانی!

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن